تبليغاتX
.•***••. روزگـار عاشـقی مــن .•***••.

تو مي تواني دوستي مرا نپذيري


مي تواني مرا از خود براني


مي تواني روي از من بگرداني و براي هميشه مرا از ديدار خود محروم كني ...


من هم مي توانم تو را نبينم


مي توانم روز ها و شبها بدون ديدار تو بسر برم


مي توانم چشمانم را از سر راه تو بگردانم و به سوي تو خيره نشوم


مي توانم زبانم را وادارم تا نام تو را بر خود جاري نكند


مي توانم گوشم را از شنيدن آهنگ صدايت بي نصيب نمايم


ولي ....قلبم.... او ديگر در اختيار من نيست


او تا زنده ام بياد تو خواهد طپيد او در درون خود بخاطر تو خواهد ناليد

 

+ تاريخ یکشنبه 2 تیر1387ساعت 11:20 AM نويسنده ღ♥ღ عاشق دلخسته ღ♥ღ |

 يادت نره دوستت دارم

خيلي دلم تنگه برات

دار و ندارم رو بگير

مال خودت، مال چشات

 خورشيد و بردار و بيار

 آفتابي شو به خاطرم

قرارمون يادت نره

 دير نكني، منتظرم

 قرارمون يادت نره

 دوستت دارم يادت نره

                     

 

 قرارمون ساعت عشق

 كنار دلشوره زدن 

كنار دلواپسي و

ترس يه وقت نيومدن

عاشقم و عاشق تو

 از همه ديووونه‌ترم

 قرارمون يادت نره

دير نكني منتظرم

 قرارمون  يادت نره   

 دوستت دارم يادت نره

 

 

 قرارمون كنار گل

كه سر بزير عطر توست

 تو چين چين دامني که

 هزار تا بغضو ميشه شست

خورشيد و بردار و بيار

 آفتابي شو به خاطرم

قرارمون يادت نره

دیر نکنی منتظرم ...

 

 

+ تاريخ سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 4:25 PM نويسنده ღ♥ღ عاشق دلخسته ღ♥ღ |

 اينجا در قلب من حد و مرزي براي حضور تو نيست

به من نگو که چگونه بي تو زيستن را تمرين کنم

مگر ماهي بيرون از آب ميتواند نفس بکشد

مگر مي شود هوا را از زندگيم برداري و من زنده بمانم

بگو معني تمرين چيست ؟

بريدن از چه چيز را تمرين کنم ؟

بريدن از خودم را ؟

مگر هميشه نگفتم که تو هم پاره اي از تن مني ....

از من نپرس که اشکهايم را براي چه به پروانه ها هديه مي دهم..........

همه مي دانند که دوري تو روحم را مي آزارد!

تو خود پروانه ها را به من سپردي که ميهمان لحظه هاي بي کسي ام باشند

نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگير ...

هواي سرد اينجا رو دوست ندارم

مرا عاشقانه در آغوش بگير که سخت تنهام....

 

+ تاريخ شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 9:6 AM نويسنده ღ♥ღ عاشق دلخسته ღ♥ღ |

 

تنها شاهد اشک های شبانه ام

همین صفحه ی سفید و جوهر سیاه است

هرگز نخواستم چشم نا محرم این لحظه های ناآشنا

فرو ریختن اشک را بر گونه هایم ببیند

همیشه بالش سکوت را

زیر سر هق هق تنهایی ام گذاشتم

تا کسی صدایم را نشنود

اما تو

تو که از گریه های پنهانی من با خبری

چه کنم

گاهی همین گریه های گهگاه

جای خالی تو را

در غربت ترانه هایم پر می کند

باور کن!

تقدیم به الهه تازه زندگیم : آرش

 

+ تاريخ چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 9:19 AM نويسنده ღ♥ღ عاشق دلخسته ღ♥ღ |

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش

براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

 

 

+ تاريخ پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 11:21 AM نويسنده ღ♥ღ عاشق دلخسته ღ♥ღ |

انتظار واژه ي غريبي است ...

واژه اي که روزها يا شايدم ماههاست که با آن خو گرفته ام.

که چه سخت است انتظار

هر صبح طلوعي ديگر است بر انتظارهاي فرداهاي من!

خواهم ماند تنها در انتظار تو

چرا نوشتم در برگ تنهاييم براي تو، نميدانم؟

شايد روزي بخوانند بر تو، عشق مرا ...

مي دانم روزي خواهي آمد، مي دانم ...

گريان نمي مانم، خندانم!

براي ورودت اي عشق.

وقتي که به يادت مي افتم، به ياد خاطراتت ...

نامه هايت را مرور مي کنم، يک بار ... نه ... بلکه صد بار

وجودم را سراسر عشق فرا مي گيرد ...

و اشک شوق بر گونه هايم روانه ميشوند ...

تنها ميگويم هميشه در قلب مني تو ...

ميدانم که باز خواهي گشت ... مي دانم!

به ياد لحظات خوش انتظار و تنهايي

 

+ تاريخ پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 9:0 AM نويسنده ღ♥ღ عاشق دلخسته ღ♥ღ |

ای هست و نیست من بدون تو شکسته ام. خسته ام غروبم را طلوعی باش